(( کاش کارت سوخت ما هم مثل شما که دائم در سفر هستید(از نوع استانی) نامحدود و مادام العمر بود تا می توانستیم به سفر برویم.
دلمان پوسید بس که کنج خانه نشستیم.
120 لیتر بنزین جواب نصف مسافرتهای درون شهری مان را هم نمی دهد، با این ترافیک شدید و اعصاب خرد کن مشهد.
اگر حرف مسافرت بزنیم می گویند : دیوانه شده ای بچه؟ بنزین کجا بود !
راست هم می گویند. بنزین نیست، درست مثل گوش شنوا ......
خدا به همه ما رحم کند ))
متن پیام من به رئیس جمهور در سایت شخصی ایشان که هرگز تایید نخواهد شد !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:49  توسط محمد
|
دیگر نه خزانی است که بر برگهای تلف شده اش قدم بزنم و نه کوچه ای که به انتهایش خیره شوم .....
سکوت، آواز و صدایم را به اسارت گرفته است، شاید که روزی "آزاده" شوند.....
در انتهای واژه ها مانده ام، نه مانده ام، درمانده ام .....
خنده ام خشکیده بر لب.....
تنم در تب .....
وجودم شب.....
سجودم با خدای شب .....
تمام واژه های خستگی ام را بر تن پاک تو نگاشتم .....
بارانی شدم و بر تن زلالت باریدم، نه باریدم، جاری شدم، سیلاب شدم .....
خسته ام، همچنان اما:آسمان ها باقیست، رود جاریست، طبیعت ساریست، گویی زندگی اجباریست .....
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 11:5  توسط محمد
|
