تبليغاتX
مرد پاييزي

مرد پاييزي

 

این جملات مدتها بود در یادداشتهای بایگانی تلفنم خاک می خورد.

اینها در ایام رفتن به اولین خواستگاری عمرم به ذهنم رسیده اند.

بد ندیدم دوباره یادی از آنها و یادی از ایام کنم. شاید هم یادی از او . . . !

 

دلم می خواد با کسی ازدواج کنم که:

دلش مال من باشه تا دنبال دل کسی نباشم

گوشش مال من باشه تا دنبال گوش دیگه ای برای شنیدن حرفام نباشم

زبونش مال من باشه تا با کس دیگه ای هم صحبت نشم

دستاش مال من باشه تا به هیچ دستی محتاج نباشم

پاهاش مال من باشه تا پا به پای دیگران نرم

نگاهش مال من باشه تا چشم به نگاه دیگران ندوزم

امیدش مال من باشه تا از همه نا امید باشم

لبخندش مال من باشه تا فقط با اون بخندم

و قلبش مال من باشه تا عاشق کس دیگه ای نشم . . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 23:54  توسط محمد  |