با نام و یاد خالق یکتا، آفریننده زیبایی ها، می نویسم.
کلامم را با دو خبر آغاز می کنم:
خبر اول اینکه سربازی من بعد از 17 ماه به پایان رسید و . . .
خبر دوم که البته ضمیمه خبر اول است : قصد تعطیل کردن وبم را دارم.
حالا چرا ناراحت شدید ؟
شوخی کردم ! منظورم این بود که می خواهم کلی به وبم برسم تا مثل قدیم بشود. شاید هم بهتر.
البته بهتر شدنش لطف و یاری شما دوستان را می طلبد و اگر موفّق نشوم، تعطیلش می کنم.
باز هم شوخی کردم ! از تعطیلی خبری نیست. اصلا مگر مغازه است که هی تعطیل و باز بشود؟
این وب دریچه ایست از قلبم به سوی خوبی ها؛ به سوی خدا؛ به سوی شما.
نمی خواهم دل خاکستری و محقّرم را با بستن این پنجره، به دست ظلمت و سیاهی محض بسپارم.
جا دارد اینجا از دوستانی که در این مدت، من را در عین بی معرفتی هایم تنها نگذاشتند، تشکر کنم.
دوستانی از قبیل (و.ک)، (ط.گ)، (م.م) و خیلی دوستان دیگر که گاه و بیگاه ابراز محبت می نمودند.
از امروز؛ باز هم مثل گذشته، آنچه از دل برآید را در اینجا خواهم نگاشت، امید که بر دل نیز نشیند.
اتفاقاتی دیگر نیز در راه است که اگر خدا خواست، بعدا مشاهده خواهید کرد ( منفی فکر نکنید! )
پیشاپیش و پساپس منتظر پیشنهادات ناب- انتقادات مخرّب و نظرات سازنده شما هستم !
شاد- پیروز- مومن- سالم و سعید باشید.
التماس دعا- یا علی مدد
دوستدار شما: سیّد محمّد