تبليغاتX
مرد پاييزي - الهی نامه یک سرباز معلم

مرد پاييزي

 

لباس سربازی و درجه هایم را برای همیشه کنار گذاشتم، ظاهرا مساله سربازی من جدی تر از این حرفهاست !

بجای اسلحه، گچ به دست خواهم گرفت، به سنگر علم  خواهم رفت و بجای مافوق؛ پاسخگوی خدای خود خواهم بود .

تمام سعی خود را بکار خواهم بست تا دشمن بزرگ "نادانی" را از پای در آورم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهم کرد.

تلاش خواهم کرد که اندیشیدن را به شاگردانم بیاموزم، نه اندیشه ها را . . .

اولین درس هر کلاسم را " عشق و محبت " قرار خواهم داد و از همه بازخواست خواهم کرد.

به دانش آموزانم درس " انسانیت " داده و معیار نمره آنان را " اخلاق " قرار خواهم داد.

 

خدایا !

با تمام ناتوانی ام از تو می خواهم به من توانی عطا کنی تا رسالتم را آنگونه که تو می پسندی به پایان برسانم.

در این راه دشوار صبر و تحمل من را افزون گردان و کمک کن قبل از اینکه یک معلم باشم، یک انسان و یک دوست باشم.

چون همیشه امیدوارانه چشم به رحمتت می دوزم و بخاطر تمام کوتاهی هایم، سر به زیر می افکنم . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 22:24  توسط محمد  |